
نامهی «دلبر جاودانه» یکی از اسرارآمیزترین نامههای عاشقانهی تاریخ است. این نامه پس از مرگ بتهوون در میز تحریرش کشف شد. در این نامه، بتهوون با لحنی پر از اشتیاق و اندوه از دوری محبوبش سخن میگوید. او عشق را با فداکاری و ازخودگذشتگی پیوند میدهد و از این که نمیتواند در کنار معشوقش باشد، ابراز ناراحتی میکند.
«من فقط در رویاهایم میتوانم تو را در آغوش بگیرم... آیا روزی خواهد رسید که در بیداری هم این آرزو برآورده شود؟ ولی افسوس، وقتی از خواب بیدار میشوم، دریایی از اشک میان ما فاصله میاندازد.»
این نامه، به دلیل فضای رازآلود آن و شخصیت برجسته بتهوون، بارها مورد بازنویسی و تفسیرهای مختلف قرار گرفته و برخی نویسندگان و هنرمندان نیز برداشتهای شخصی خود را از این نامه ارائه کردهاند، و حتی در بعضی منابع، جملاتی که در متن اصلی وجود ندارد اضافه شده تا حس و حال عاشقانهی نامه را برجستهتر کنند. این اتفاق باعث شده که نسخههای مختلفی از نامه در کتابها و مقالات منتشر شوند.
هویت این «معشوق ابدی» یا «دلبر جاودانه» همچنان در هالهای از ابهام قرار دارد. برخی معتقدند که این نامه خطاب به جولیتا گویچاردی، زنی که بتهوون سونات مهتاب را به او تقدیم کرد نوشته شده است. برخی دیگر ترزافون برانزویک را محبوب جاودان اومیدانند. اما عشق او، خواه واقعی باشد یا در حد یک خیال شاعرانه، تبدیل به بخشی از میراث موسیقی و تاریخ ادبیات شده است.
موضوعات مرتبط: ادبیات
برچسب ها: بتهوون , عشق , نامه , ادبیات
.: Weblog Themes By Pichak :.